چرت و پرت

فمينيست بازی

آیا دقت کردید به این نکته لطیف که میگویند:......

هرچی که خوبه اسم خانم در اینکارشه مثل ... خورشید خانم  -مهتاب خانم -خانم گل- پروانه خانم و ....

ولی ولی .....هرچی که بده کنارش آقا  است.    مثل ...آقا گرگه - آقا روباه -آقا دزده  -آقا .....

آخی....(منظوری نداشتما)

پيام هاي ديگران ()        link        یکشنبه ٢٩ بهمن ،۱۳۸٥ - صبا ...

فروغ فرخزاد

۴۰ سال پيش در روز ۲۴ بهمن خودروى جيپى كه متعلق به استوديو فيلمسازى گلستان بود در جاده قديم شميران براى اينكه به مينى‌بوس حامل بچه‌هاى مدرسه برخورد نكند، از مسيرش منحرف شد و راننده آن در اثر ضربه مغزى درگذشت. راننده اين خودرو فروغ فرخزاد بود. شاعرى كه هم ساختارهاى شعرى را شكست و هم از سد مناسبات مردسالارانه عبور كرد.

«حرف زدن در مورد شرح حال و زندگى شخصى به نظر من يك كار خيلى خسته‌كننده و بى‌فايده‌اى است. اين يك واقعيت است كه هر آدم كه به دنيا مى‌آيد بالاخره يك تاريخ تولدى دارد، اهل شهر يا دهى است، توى مدرسه‌اى درس خوانده، يك مشت اتفاقات خيلى معمولى و قراردادى توى زندگيش افتاده كه بالاخره براى همه مى‌افتد، مثل توى حوض افتادن دوره‌ى بچگى يا مثلن تقلب كردن دوره مدرسه، عاشق شدن دوره جوانى، عروسى كردن و از اين جور چيزها». (حرفهايى با فروغ فرخزاد– تهران: انتشارات مرواريد، ۱۳۵۶، ص۲

شايد حق با فروغ باشد. وقتى قرار است از «فروغ فرخزاد» حرف بزنيم واقعن خيلى مهم نيست كه او مثلن در ۱۵ ديماه ۱۳۱۳، در محله اميريه تهران و در يك خانواده پرجمعيت به دنيا آمد، پدرش يك نظامى سختگير و جدى بود، ۱۶ سالگى ازدواج كرد و ۲۱ سالگى طلاق گرفت و پسرى داشت كه بعد از طلاق تا آخر عمرش او را نديد. اما آثار هر هنرمند چه بخواهد و چه نخواهد متأثر از شرايط زندگى اوست. خاصه اگر اين هنرمند در جامعه‌اى چون ايران دهه ۳۰ و ۴۰ زندگى كرده باشد، دورانى كه در آن رفتن يك زن به لاله‌زار و اسلامبول بدون همراهى يك مرد مسئله‌ساز بود. شاهد اين مدعا، نامه‌هايى است كه فروغ به شوهرش پرويز شاپور نوشته است. در جاى‌جاى اين نامه‌ها ردپاى جامعه خشنى را كه بيرحمانه زن را زير تيغ قضاوت مى‌نشاند، مى‌توان ديد: «من نمى‌خواهم تو آنجا زحمت بكشى، رنج ببرى، كار كنى در عوض من راحت باشم. من اين راحتى را نمى‌خواهم. برگرد عزيزم. به خدا من در مقابل تو مثل يك بره مطيع خواهم بود. هرچه بگويى اطاعت مى‌كنم و هرگز كسى نمى‌تواند از ما ايراد بگيرد». (نامه‌هاى فروغ فرخزاد به پرويز شاپور)

اين نامه‌اى است كه زنى حدودن ۱۸ ساله به شوهر ۳۰ و چند ساله‌اش مى‌نويسد. دخترك بيقرارى كه در ۱۶ سالگى عاشق شد و آرامش را در مرد آرامى كه ۱۵ سال از خودش بزرگتر بود، جستجو كرد. فروغ ۱۸ ساله كه چاپ يك شعر او ولوله‌اى در جامعه به پا كرده ‌بود، حاضر بود در برابر عشقش مثل يك بره مطيع باشد تا از زير تيغ قضاوت اجتماع رهايى يابد. اما اين اجتماع با او سر يارى نداشت.

از نامه‌هاى فروغ همچنين مى‌توان فهميد كه در دوره‌اى كه او دور از شوهرش در تهران زندگى مى‌كرده تا چه حد زير ذره‌بين جامعه بوده تا بدانجا كه كوچكترين حركات او را هم به شوهرش گزارش مى‌دادند: «من نمى‌خواهم دروغ بگويم و اصرارى هم ندارم كه تو حرفهايم را باور كنى البته جايى كه رفقايت اين قدر اطلاعات مختلف و گرانبها به تو داده‌اند ديگر من چه بنويسم كه باور كنى ولى همانطور كه بارها گفته‌ام باز هم مى‌گويم كه بر خلاف تصور تو من اصلا اهل اين صحبتها نيستم. اگر هم تو نخواهى باور كنى خودم مى‌دانم و ايمان دارم كه هيچيك از اين صحبتها صحيح نيست».(نامه‌هاى فروغ فرخزاد به پرويز شاپور)

اما نه ذره‌بين‌هاى جامعه، نه اين بيقرارى و شوريدگى و نه آن عشق، هيچيك نتوانستند فروغ را از رفتن باز دارند. مجموعه اين تناقضات از آن دخترك عاشق كه هفته‌اى يك نامه ملتمسانه به معشوق مى‌نوشت تا او را راضى به قبول مهريه پيشنهادى پدرش بكند، زنى سركش و عصيانگر ساخت: «فروغ زنی بود که با کمال جرات و شهامت از احساسات درونی یک زن، از عواطف جنسی و سایر عواطفی که مربوط به خصوصیات زنانه می‌شود پرده برداشت و در شعرش از آنها استفاده کرد».

سيمين بهبهانى يادى از چاپ شعر «گناه» فروغ در مجله روشنفكر مى‌كند و غوغايى كه اين شعر به پا كرده ‌بود چرا كه فروغ در اين شعر با صراحت عجيب و غريبى پرده از عواطف انسانى خود برداشته بود، عواطفى كه تا آن موقع بيانش حتا از سوى مردها هم مجاز نبود:

گنه كردم گناهى پر ز لذت
در آغوشى كه گرم و آتشين بود
گنه كردم ميان بازوانى
كه داغ و كينه‌جوى و آهنين بود (شعر گناه– مجموعه اسير)

پوران فرخزاد، خواهر فروغ نيز از آن دوران با دلتنگى ياد مى‌كند: «روی چیزی كه می‌توانم انگشت بگذارم، آن نگاه سایر شعرا، سایر هنرمندها به یک شاعر یا یک هنرمند است که نگاه آنها هم بسته بود، پر از حسد و کینه و چی بگویم، اصلا کارهای زشت، حملات زشت. چرا؟ برای اینکه یکنفر صدسال از اینها داشت جلوتر می‌دوید و اینها عقب مانده بودند. بجای اینکه سرعت‌شان را بیشتر بکنند و به او برسند، تمام سعی‌شان این بود که او را نگه دارند و متوقف‌اش کنند».

و شايد همين دشمنی‌ها، صيقلى بود كه از فروغ آنى را ساخت كه بود. شاعرى كه به تمامى يك زن بود و شعرش مرز نمى‌شناخت. ترجمه گزيده اشعار فروغ به زبان آلمانى تا به حال سه مرتبه تجديد چاپ شده است و اين براى جامعه آلمان كه اصولن بازار اشعار ترجمه‌شده در آن چندان داغ نيست، يك اعجاب است.

«كورت شارف» مترجم اشعار فروغ فرخزاد به زبان آلمانى او را اينگونه توصيف مى‌كند: «من معتقدم او يك شخصيت خارق‌العاده و نوآور بود. آن چيزى كه او به عنوان يك زن به وجود آورد، يك ادبيات خلاق، اعجاب‌انگيز و مستقل بود. در آن زمان كه جامعه ايران يك جامعه كاملن مردانه بود من كار او را واقعن خارق‌العاده ارزيابى مى‌كنم. او يك زن منحصر به فرد و مستقل بود كه اجازه نمى‌داد ديگران براى او تصميم بگيرند. او براى جامعه‌اش يك محرك بود و براى ما يك اعجاب».

فروغ در ۲۴ بهمن ماه سال ۱۳۴۵ در اثر تصادف رانندگى درگذشت. هنگام مرگ ۳۲ سال داشت. بسيار جوان و هنوز بيقرار. به قول سيمين بهبهانى: «حیف که فروغ فرصتش برای زندگی خیلی کم بود و اگر می‌بود بسیار بسیار از این درخشان‌تر می‌شد و شاید کارهای بسیار بیشتری هم تقدیم ادبیات می‌کرد، ولی همین که گذاشته بسیار نقطه‌ درخشانی‌ست».

فروغ نخواست مثل «عروسكهاى كوكى با دو چشم شيشه‌اى دنيا را ببيند و در جعبه‌اى ماهوت با تنى انباشته از كاه در لابلاى تور و پولك بياسايد» (شعر عروسك كوكىمجموعه تولدى ديگر). او بر خلاف آب شنا كرد و زخمهايى را كه خورد به شعر بدل ساخت:

چه روزگار تلخ و سياهى
نان، نيروى شگفت رسالت را
مغلوب كرده بود
پيغمبران
از وعده‌هاى الهى گريختند
 
و بره‌هاى گمشده
ديگر صداى هى‌هى چوپانى را
در بهت دشتها نشنيدند... (آيه‌هاى زمينى– مجموعه تولدى ديگر

پيام هاي ديگران ()        link        شنبه ٢۸ بهمن ،۱۳۸٥ - صبا ...

تاريخچه ولينتاين

در سال هاي بسيار دور در قرن سوم ميلادي شخصي به نام كلوديوس بر روم حكومت مي كرد. او ارتش بزرگي داشت وعلاقه زيادي به كشور گشايي داشت و از تمام مردان خواسته بود كه داوطلب نبرد در جنگ شوند، اما كسي اين كار را نكرد چون همه به همسر و خانواده خود علاقه مند بودند.
كلوديوس عصباني شد و فكر عجيبي به سرش زد، فكر كرد اگر مردان را از ازدواج كردن باز دارد ديگر دلبسته نخواهند شد و همه به ارتش او خواهند پيوست. پس كلوديوس ازدواج را در كشورش غير قانوني وممنوع كرد.

 در اين ميان كشيشي به نام سنت والنتين بود كه مانند بقيه مردم با اين قانون مخالف بود اوتصميم گرفت زوج هاي جوان را مخفيانه و با يك جشن كوچك به هم برساند. يك اتاق كوچك يك شمع عروس و داماد والنتين و مراسمي كه تماما در نجوا برگزار مي شد. تا اين كه يك شب آنها متوجه صداي پاي سربازان نشدند...

بله والنتين به زندان افتاد و قرار شد محاكمه شود اما مردم دسته دسته به ملاقات او ميرفتند تا بگويند كه آنها نيز مانند او به عشق ايمان دارند. يكي از ملاقات كنندگان هميشگي والنتين دختر نگهبان زندان بود كه توانسته بود هر روز با اجازه پدرش به ديدار او برود آنها گاه تا ساعت ها با هم صحبت مي كردند.تا اينكه روز 14 فوريه سال 269 ميلادي حكم والنتين صادر و او محكوم به مرگ شد.

پيام هاي ديگران ()        link        دوشنبه ٢۳ بهمن ،۱۳۸٥ - صبا ...

ازدواج تنبيهی

ازدواج مرد 45ساله با دختر 4ساله


در ادامه تحقيقات پليسي معلوم شد که اين ازدواج جنبه تنبيهي داشته است.


ماموران پاکستاني ، 12 نفر از اقوام يک دختر 4 ساله و مرد ميانسالي را که شرايط ازدواج آنها را فراهم آورده بودند، دستگير کردند.

به گزارش جام جم و به نقل از خبرگزاري فرانسه ، اين ازدواج قبيله اي در يکي از نقاط دورافتاده در «دارالاسماعيل خان» پاکستان صورت گرفت و اقوام اين زوج بي آن که شرايط سني ازدواج آنها را در نظر گرفته باشند، آنها را به عقد هم درآورده و مراسمي را برايشان برگزار کرده بودند.
به دنبال اين ماجرا، فعالان حقوق بشر که متوجه اين موضوع شدند، ماجرا را به پليس اطلاع دادند و با حضور ماموران در اين جشن ازدواج ، 12نفر از اقوام آنها که قوانين ازدواج کودکان را زير پا گذاشته بودند، دستگير شدند.

در ادامه تحقيقات پليسي معلوم شد که اين ازدواج جنبه تنبيهي داشته است ، چراکه دايي دختر خردسال با برادرزاده داماد براي اين که خانواده هايشان مخالف ازدواجشان بودند، از روستا گريخته بودند، لذا اين ازدواج به پيشنهاد بزرگان طايفه شکل گرفته است.

پيام هاي ديگران ()        link        دوشنبه ٢۳ بهمن ،۱۳۸٥ - صبا ...

محکوم به اعدام پس از اجراي حکم زنده ماند و بخشيده شد



فردي که به اتهام قتل عمد به مجازات مرگ محکوم شده بود، 30دقيقه پس از اجراي حکم وقتي از طناب دار پايين آورده شد، زنده بود و خانواده مقتول نيز رضايت خود را براي رهايي او اعلام کردند.
به گزارش جام جم ، مرد محکوم که حسين ب نام دارد سال 1383پس از مشاجره با فردي او را به قتل رساند و از سوي پليس دستگير شد.
با آغاز محاکمه متهم و درخواست مجازات مرگ براي وي از سوي خانواده مقتول ، سرانجام حکم صادره از سوي ديوان عالي کشور به تاييد رسيد و پرونده متهم براي اجراي حکم به شعبه اجراي احکام دادسراي کرمان ارسال شد.
اين گزارش حاکي است ، با اجراي حکم متهم در زندان کرمان پس از 30دقيقه وقتي متهم را از چوبه دار پايين آوردند، پزشک حاضر در محل عنوان کرد؛ وي جان خود را از دست داده است.
اين گزارش حاکي است ، هنگامي که متهم در حال انتقال به آمبولانس پزشکي قانوني بود، با مشاهده اين که وي زنده است ، موضوع به مسوولان حاضر در محل اطلاع داده شد.
به دنبال اين ماجرا، دادستان کرمان پس از گفتگو با خانواده مقتول از آنها خواست رضايت خود را درباره متهم اعلام کنند که آنها نيز رضايت دادند از اعدام دوباره وي جلوگيري شود.
با انتقال مرد متهم به بيمارستان ، وضعيت جسماني او رضايت بخش اعلام شده و قرار است پس از بهبود، پرونده وي در ارتباط با جرم عمومي قتل بار ديگر در دادگاه کيفري استان تهران مورد رسيدگي قرار گيرد.

پيام هاي ديگران ()        link        دوشنبه ٢۳ بهمن ،۱۳۸٥ - صبا ...

سرگرمی

این سایت عکس و بازی های جالب دارد.

http://www.funny-city.com

اگر سایت خوبی برای سرگرمی می شناسید به من هم معرفی کنید.

پيام هاي ديگران ()        link        دوشنبه ٢۳ بهمن ،۱۳۸٥ - صبا ...

سلام دوباره

سلام ...

یک مدتی وبلاگم قاطی کرده بود و صفحه اصلی آن نمی آمد. خدا را شکر الان درست شده و می توانم دوباره چرت و پرت هام را بنویسم...

پيام هاي ديگران ()        link        دوشنبه ٢۳ بهمن ،۱۳۸٥ - صبا ...

بیمارستان های دولتی سال آینده ورشکست می شوند

سرانه درمان کمتر از 4500 تومان

در بودجه سال 85 به جای تصویب نرخ 7 هزار تومانی سرانه درمان که توسط شورای عالی بیمه محاسبه شده بود، 3 هزار و 900 تومان به این امر اختصاص یافت. این تفاوت قیمت سرانه با نیاز واقعی بخش بهداشت و درمان کشور باعث بروز کسری بودجه ها و نارضایتی های زیادی در میان مردم و پزشکان شد.علاوه بر آن دولت در قبال انجام تعهد خود در اهداف برنامه‌توسعه چهارم نیز ناتوان ماند. بر اساس قانون چهارم توسعه سهم مردم از هزینه های درمانی تا پایان برنامه باید به ‪ ۳۰درصد تقليل يابد اما درحاضر ‪ 60درصد هزينه‌هاي درماني را مردم پرداخت مي‌كنند و با روند فعلي شاهد افزايش اين هزينه‌ها بر دوش مردم از 60 درصد فعلي به بيش از 70 تا 80 درصد تا پايان برنامه چهارم توسعه خواهيم بود که این به معنی عمل عکس دولت در انجام تعهد خود است.

پيام هاي ديگران ()        link        یکشنبه ۱ بهمن ،۱۳۸٥ - صبا ...