عاشقانه

سخن عاشقانه...

عاشق کم است...
سخن عاشقانه فراوان...
روزگاريست...چه بد...
که ديگر کلام عاشقانه دليل عشق نيست...
و آواز عاشقانه خواندن...دليل عاشق بودن...
عشق...
آنگاه که به واژه تبديل شد...و به نگاه...و به آواز...و به نامه...و به اشک...و به شعر...
و در بسته بنديهای کاملا متشابه...
به مشتريان تشنه عرضه شد...
در هر بازار غير مسقفی هم...
می توان آن را خرید...
و به معشوق هدیه کرد...
و همین عشق را تحقیر کرده است...

 

/ 21 نظر / 25 بازدید
نمایش نظرات قبلی
محبت و زيبايی

میلاد حضرت ختمی مرتبت محمد مصطفی(ص) و فرزندش حضرت امام جعفر صادق (ع) بر همه خصوصا شما مبارک باد!

امير نورآبادی

قسم ت ميدم هميشه به همين لحظه که دوری که ميگه تو برميگردی نميگه اما چه جوری؟ * عجب که : عشق هم از عاشقی سير است باز درودی و ... بدرود.

مريم

سلام عزيز دل خواهر... خوبی؟!؟!؟!

بهنام

سلام ممنون که به وبلاگ من سر زديد و با تشکر از وبلاگ خوبتان.موفق باشي

مريم

متاسفم ... برای عشق!!!!!!

بی سرزمین تر از باد...

سلام.صبا خانوم اينو رو يه وب دخترونه زدند.درسته؟ دیشب یه اس م اس داشتم حیفم امد که تو وبلاگ نزنمش اونم با توجه به نظراتی که دوستان دادن. قلب برخی دخترها مثل قبرستون می مونه کسی که بره اونجا دیگه بر نمی گرده.اما قلب برخی پسرها مثل هتل ۵ ستاره است معلوم نیست کی میاد کی میره؟ نظرتون چیه؟

سعيد

سلام دوست عزيز ممنون به وبلاگم سر زدی اينم جای پای من خوشحال ميشم به جای پات تو وبلاگم يه سر بزنی قشنگ نوشتی خب واسه همينه که آدم تکليف خودشو نميدونه ولی راه داره آره داره وای من برم شنيدم تو سر مردا رو ميکنی هو وووو چ خطرناکه اين دختر

آپادانا

وبلاگ شما پذرفته شده است شرکت آپادانا در يکي از زير مجموعه هاي جديد خود که مخصوص وبلاگ نويسان است ازشما دعوت به همکاري مي نمايد نام زير مجموعه ي جديد" پرنيان" وآدرس اينترنتي آن http://parnian83.blogfa.com لازم به ذکر است که گروه تحت حمايت کامل (مسائل تبليغاتي) اين شرکت است. وبا تکميل گروه(50وبلاگ)يک سايت در اختيارآنها گذاشته مي شود. براي عضويت با استفاده از پست الکترونيک خود رامعرفي کنيدapa_Parnian@yahoo.com

مهدی

زندگي زيباست اما شهادت از آن زيباتر است سلامت تن زيباست اما پرنده عشق تن را قفسي مي بيند كه در باغ نهاده باشند... و مگر نه آنكه گردنها را باريك آفريده اند تا در مقتل كربلاي عشق آسانتر بريده شوند؟؟... و مگر نه آنكه از پسر آدمي عهدي ازلي ستانده اند كه حسين (عليه السلام) را از پسر خويش بيشتر دوست داشته باشد؟... و مگر نه آن كه خانه تن راه فرسودگي مي پيمايد تا خانه روح آباد شود و مگر اين عاشق بي قرار را بر اين سفينه سرگردان آسماني كه كره زمين باشد براي ماندن در اصطبل خواب و خور آفريده اند؟؟؟.... و مگر از درون اين خاك نردباني به آسمان نباشد جز كرمهايي فربه و تن پرور بر مي آيد؟ پس اگر مقصد را نه اينجا در زير سقفهاي دلتنگ و در پس اين پنجره هاي كوچك كه به كوچه ايي بن بست باز مي شوند نمي توان جست.... پس بهتر آنكه پرنده روح دل در قفس نبندد..... پس اگر مقصد پرواز است قفس ويران بهتر... پرستويي كه مقصد را در كوچ مي بيند از ويراني لانه اش نمي هراسد. شهید سید مرتضی آوینی خوشحال می شوم بمنم یه سری بزنی